Wednesday, June 22, 2011

Absurd Love

3 comments:

Anonymous said...

learned a lot

Fatemeh said...

Be nazaret ba vojude in hame poochi chera in hame dar ham tanide shodan? Motmaenan jodayi baese nabudiye ziba tar, latif tar, zende tar va shekanande taras.Inja uni ke sadame mibine agar bekhan jodash konan giyahe zendas, baraye in sanga che etefaghi miofte? Hich ...

Masoud said...

اصلن به همین خاطر هم بود که اسم‌اش رو گذاشتم "عشق ِ ابسورد". یه‌جورایی ربط داره به همون "هیچ" که گفتی...‏

از بالا که نگاه کنی می‌بینی این عشق، پوچه، مسخره‌اس، و حتا بی‌خوده ولی اگه از دید درخت نگاه بشه، امکان پیدا کردن معنا و مفهوم وجود داره. حتا همون دیوار سنگی و بی‌جان هم به این "عشق بیهوده و پوچ" نیاز داره به‌نظرم...‏

من باز هم دل‌ام می‌خواد از اون جوک انتهای «آنی‌هال» ِ وودی آلن و "تخم‌مرغ‌هایی که همه‌مون بهش احتیاج داریم" بگم ولی خُب خیلی تکراری‌ایه، هرچند به‌نظرم خُلاصه‌ی اون‌چیزی‌ایه که بهش می‌گیم "عشق"...‏